كاربر شاتوت يا به قول خودمانيها داش شاتوت مشهدي با تاخيري معنادار، دوباره به وبلاگش و بالاترين برگشته است.
در نبشتهاي سمبليك -با عنوان:بالاترین اون قدیما یه کوچه ی بن بست بود… / شاتوت - بالاترين را از روزهايي گذشته كه به تعبير خودش چندتا كاربر بسيجي و مسجدي و كلي كاربر عرقخور و بيدين و ايمون با هم در محله بالاترين بودند تا حالا كه به نظر من خيلي هم اوضاع و زمانه فرقي نكرده توصيف كرده است.
دمش گرم و سرش سلامت.
نوشته ذيل كامنتي است كه در ذيل لينكي براي برگشتنامه مسعود مشهدي نوشتم:
خوشحالم كه اوضاع و احوال حاشيهات جور شده و مجالي داده براي بازگشت دوباره.
ميدانم اوضاع و احوالت شلوغ بوده.اما حالا ظاهرن همه چيز جور شده.
دارم ترانهاي از مرحوم فروغي گوش ميدهم : نمي دوني كه گاهي زندگي ننگه… كه ادامه همون شعر دو تا زلف سياه داري است و گوش نكردنش البته از گناهان نابخشودني است. بگذريم حالت را نميگيرم و ادامه نمي دهم.
براي تو مينويسم كه اينجا يكه رفيق هم محلي ما هستي...
RSS - Posts