دايره زنگي يا خانه عنكبوت؟
شب، تنها توي يك اتاق در يك آپارتمان شخصي در (تقريبا) بالاي شهر در حالي كه كولر (احتمالا گازي) هوا را سر كرده است نوشتههايي نوشته ميشوند كه بودن را دنبال ميكند. نبشتههايي براي بودن.
حكايت بالا كم و بيش قصه همه بلاگنويسان و يا لااقل وبلاگنويساني است كه از نزديك ميشناسمشان. در همهي ما (اهالي وبلاگ) يك نكته مشترك وجود دارد. حس آرامش لااقل تاحدودي!
من نميتوانم فرض كنم وبلاگ نويس – و اصولا كسي كه با اينترنت كار ميكند- فقير باشد. ديگر منكر اين نميشود بود كه وبلاگ نويسي مستمر،حداقل نياز به يك كامپيوتر شخصي ويك اكانت اينترنت خوب و يك خط تلفن دارد. اين لوازم البته براي كسي كه در هزارتوي زندگي وامانده است، وجود ندارد. ميتوان تا حدود زيادي باور داشت يك نكته مشترك ديگر هم درباره وبلاگنويسان وجود دارد: مايهداري لااقل تا حدودي!
به دو نكته بالا ميتوان نكته مشترك ديگري را هم افزود: نُخبگي تاحدودي!
اما مخاطبان ماهواره حكايت ديگري دارند. اگر شما در ايران زندگي ميكنيد – هر كجا كه باشد- ميتوانيد در جنوبيترين مناطق شهرتان خانههاي زيادي را پيدا كنيد كه ماهواره دارند. اين گروه با توجه به واقعيتهاي امروز ايران سرگرمي و تنها سرگرمي فرهنگي خود را ماهواره تشخيص دادهاند.
با اين همه مقدمه حتما فهميدهايد كه ميخواهم بگويم كه مخاطبان اينترنت و ماهواره در كشور ما با هم فرق دارند. آرامش فكري، پولداري، نُخبگي – تاحدودي- تفاوت اين دو گروه را شكل ميدهد.
اشتباه نكنيد. اصلا نميخواستم بگويم اينترنت مال آدمهاي سوسول است!
مسعود مشهدی گفت
شما هم بالا شهر ميشيني هم کولرتون گازیه …هم مایه دارین …هم نخبه هستین …
ماهواره هم نداریم 

ما که نه کولر گازی داریم (با اي بادبزن حصیریایه دمه بست خودماره باد مزنم )… نه بالا شهر میشینیم نه جزو نخبگان هستیم
منفي هم نميديم به دوستان هموجور الكي يره
شاد باشي اقا
دوشیزه شین گفت
سلام.به نظر من این ها که شما فرمودید دلیل غنی بودن نیست.من هم ساکن شمال تهران هستم، کامپیوتر و لپتاپ دارم.ولی غنی به هیچ وجه نیستم.گاهی حتی لنگ کرایه تاکسی می شوم!
در همین منطقه یک بچه هائی را دیدم که حتی پیتزا هم نخورده بودند!!
البته منکر این نمی شوم که ممکن است فرمایش شما در یک دید کلان درست باشد.
دکتر شاهین گفت
آره دادا
…..